مراد على شمس
464
با علامه در الميزان ( فارسى )
ج - در جواب مىگوييم فرق است ميان اينكه حقيقتى واقعى به صورتى جلوه كند كه مألوف و معهود مدرك باشد و با ادوات ادراك او جور درآيد و ميان اينكه اصلا در خارج حقيقتى وجود نداشته باشد ، تنها و تنها صورتى ادراكى و ذهنى وجود داشته باشد ، كه اين دومى سفسطه است نه اوّلى و در علم حصولى توقع بيشاز اين داشتن توقعى است بى جا . « 1 » * تناسخ س 442 - « تناسخ » به چه معنا و مفهومى است و بين چه گروهى شايع است ؟ ج - تناسخ عبارت است از اين است كه با مرگ يك فرد آدمى ، روح او از كالبدش بيرون آمده و به بدن يك فرد ديگر ، چه انسان و چه غير انسان حلول كند ؛ چون اين نظريه در ميان وثنى مذهبان ( مشركين ) شايع است ، و بسيارى از آنان تناسخ را به ولادت بعد از ولادت تعبير مىكنند . « 2 » س 443 - مراد از مسأله تناسخ چيست ؟ و قائلين به تناسخ به كدام آيه از قرآن استدلال نمودهاند ؟ و آيا استدلالشان صحيح است ؟ ج - بعضى از علماء به جملهء شريفهء : « ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ » « 3 » استدلال نموده و براى مسأله تناسخ گفتهاند روح آدمى پس از مرگ و مفارقت از بدن متعلق به بدن حيوانى مىشود كه طبع آن با فضائل و رذايل اخلاقى وى متناسب باشد ؛
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 14 ، ص 52 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 15 ، ص 43 . ( 3 ) . سورهء انعام ، آيهء 38 .